ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

209

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

نيز شنيده مىشد وى از كشتىها پل ساخت بدينسان كه كشتىها را زنجيروار با تير حمال و كيسه‌هاى شن كه در ميان آنها بود به هم پيوست و معتقد بود كه مىتواند از روى اين كشتىها خود را به قلعه برساند اما چون اين كار را ناممكن يافت از انگليسيان پرسيد كه آيا مايلند او و سپاهش را با كشتىهايشان به آن سوى آب انتقال دهند . امام قلىخان به انگليسيان وعده داد كه چنانچه پيروز شود نيمى از درآمد گمركات هرمز ، قشم ، لارك و نيز گمبرون را به آنها خواهد داد و آنها موافقت نمودند . امام قلىخان نخست 4000 نفر را در ساحل جزيرهء قشم كه اين يكى نيز در تصرف پرتقاليان بود و قلعه‌اى استوار داشت ، پياده كرد . او كه مدت بيست روز چنان سخت و پيوسته قلعه را با سلاح‌هاى خود مىكوفت ، سرانجام با از دست دادن قريب سه هزار مرد آن را تسخير كرد و همهء مدافعان قلعه كه سلاح در كف داشتند بجز تنى چند كه گريختند به فرمان او كشته شدند . امام قلىخان پادگانى مركب از هزار تن سپاهى در آنجا گذاشت و خود با هشت هزار سپاهى باقى مانده آهنگ هرمز كرد . او در جانب جنوب خاورى ، در مايلى قلعهء هرمز فرود آمد و در آنجا در حدود سه هزار تن از ساكنان عليل هرمز به او پيوستند . او به ياد بود نخستين اردوگاه خود دستور داد يك بركهء آب باران بسازند كه هنوز به بركهء هشتاد گزى معروف است . وى در اينجا تقريبا شش ماه ماند بىآنكه دست به هيچ كارى بزند ، تا اينكه به توصيهء شيخ سيسى نامبرده نقب زدن به سوى قلعه را آغاز كرد . او آنگاه قلعه را با حمله‌اى شديد و ناگهانى كه با دود و فتيله يارىمند بود گرفت ، اما هفت روز از رسيدن به ساختمان اندرونى قلعه كه در آن پرتقاليان پناه گرفته بودند بازماند . ولى چون پرتقاليان اميد دريافت كمك را از دست دادند ناچار شدند كه مانند اسيران جنگى خود را تسليم كنند . برجسته‌ترين اسير آنها با شاه و شاه بانو زنى بود به نام بىبىگل كه در آغاز محاصره اسير شده و نزد شاه عباس به اصفهان فرستاده شده بود . گفته‌اند كه در اصفهان با او به بهترين وجه رفتار شده است . اين ماجراها در ميان سالهاى 1621 و 1622 م . رخ داده است . از آن زمان باز ديگر بازرگانى از اينجا يكبارگى به گمبرون قديم و سپس به همين گمبرون جديد انتقال يافته